محمدرضا شجريان شب گذشته در مراسم افتتاح نمايشگاه فروش آثار خوشنويسي به نفع باغ هنر بم، از فراموش شدن مردم بم گلايه كرد.
**مردم بم را فراموش كردهاند
** لوح تقدير شجريان به خريداران آثار اهدا ميشود
**كابلي، تابلوي خود را به شجريان هديه داد
ادامه مطلب
پنجمین شب کنسرت گروه موسیقی"شهناز" با آواز استاد محمدرضا شجریان شامگاه گذشته در تالار بزرگ کشور برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مهر، در این کنسرت، گروه "شهناز" دردو بخش همایون و شور سه تصنیف از محمدرضا شجریان و چند قطعه از ساخته های مجید درخشانی را به همراه آواز استاد اجرا کردند.
حاشیه
* جمعیت قابل توجهی شامگاه گذشته در تالار بزرگ کشور موج می زد و تمامی ظرفیت سالن تکمیل شده بود و در این میان برخی از هنرمندان از جمله"فرهاد فخرالدینی" و " صدیق تعریف" در بین جمعیت حاضردیده می شدند.
* درپی آشتی عوامل برگزاری کنسرت با خبرنگاران،شب گذشته حضور عکاسان چشم گیر بود و همچنین جایگاه خبرنگاران در جای خوب و مناسبی درنظر گرفته شده بود.
*برخی از حاضران هنگام آوازخواندن استاد، اشک می ریختند .
این مقاله را به طور کامل در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
در نشست رسانهاي كه ظهر امروز با حضور محمدرضا شجريان ، يونس شكرخواه مشاور مطبوعاتي شجريان، محمد رفيعي مسؤول برگزاري كنسرت شجريان و مژگان شجريان در موسسه فرهنگي هنري آسمان فرهنگستان هنر برگزار شد، شجريان در پاسخ به اين سوال كه با وجود ناتمام بودن پروژه باغ هنر بم چرا عوايد اين كنسرت به آرامگاه شمس تبريزي اختصاص مييابد، گفت:ما همچنان براي بم نياز به كمك داريم و متاسفانه كمكهاي دائمي نيز به ما نميرسد. در واقع كارهايمان در حالت تعطيل است چرا كه زمان احداث اين پروژه هزينه كل ساختمان 5/2 ميليارد تومان تخمين زده شده بود در حالي كه با افزايش قيمتها در ساخت و ساز اين مبلغ به 5/5 ميليارد تومان رسيده و اين در حالي است كه تاكنون كمكهاي مالي مردم براي احداث اين پروژه به يك ميليارد هم نرسيده است.
وي با بيان اينكه قرار نيست ما براي بازسازي آرامگاه شمس كمك مالي داشته باشيم، اظهار داشت: تنها هدف ما يادآوري بنياد شمس تبريزي است. چرا كه دلمان ميخواهد مردم با اين مرد با انديشه و عرفان بيشتر آشنا شوند و ما نيز بتوانيم نام بزرگانمان را گرامي بداريم.
شجريان در خصوص انتخاب گروه جوان شهناز، افزود: اجرا با اين گروه، دليل جدايي من از گروه آوا و حتي عليزاده و كلهر نيست چون من از اين هنرمندان جدا نشدهام، بلكه از آنجا كه هنرمندان دوست دارند در زمانهاي مختلف با هم كار كنند، بر اين اساس من هم هر چند وقت يكبار سعي ميكنم گروه جديدي را انتخاب كنم.
وي ادامه داد: موسيقي ايران، بر روي تكنوازي و خوانندگي ميچرخد اما از آن جايي كه ايرانيها هميشه ميخواهند اركسترهاي بزرگي تشكيل شود، من نيز به درخواست «مجيد درخشاني» به خاطر تنوع در كارم اين گروه را به خاطر ارادتي كه به استاد شهناز دارم با اين نام تشكيل دادم.
شجريان با اشاره به اجراي خارجي اين گروه، گفت: متاسفانه ما براي اجرا با اركسترهاي بزرگ در خارج از كشور حرفي براي گفتن نداريم چراكه آنجا اركسترها به قدري قوي هستند كه ما جوابگوي آنها نيستيم. از طرف ديگر موسيقي ايراني به خاطر بداهه نوازي و تكنوازي در دنيا مخاطب دارد بر اين اساس ما گروههاي كوچكتري را براي اجرا به خارج از كشور ميبريم.
* ما در تونلي هستيم كه هيچ راه برگشتي نداريم
* نوار كنسرت از ماهها پيش در استوديو ضبط شده است
همچنین ببینید :
گزارش تصویری خبرگزاری فارس از کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز
این گفتگو را به طور کامل در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
این شبها، شبهای استاد «محمدرضا شجریان» است؛ شبهای كنسرت «محمدرضا شجریان» در تالار بزرگ وزارت كشور، تا استاد دوباره ستاره شود و بدرخشد و ماه مجلس شود. این شبها باز هم نشاندهنده محبوبیت روزافزون بیحد و حصری است كه نتیجهاش فروش 28 هزار بلیت در چند دقیقه است؛ تا آنجا كه مسوولان سایت متصدی فروش اینترنتی «دلآواز» اعلام ناتوانی كنند و از باری بگویند كه روی شانههای سایت فروش بلیتهای كنسرت «شجریان» با بار لحظهای سایتهای بزرگی چون یاهو برابری میكند. این شبها مردان و زنانی كه عمری با صدای استاد زندگی كردهاند، در لباسهای فوق رسمی، راس ساعت 8 شب حاضر میشوند تا آوازهای سحرآمیز استاد را بشنوند و شاهد باشند كه او به چه زیبایی و چه هنرمندانه، از همایون به گوشه شوشتری میرود و از گوشه شوشتری به مخالف سهگاه و از آنجا به همایون بازمیگردد. شاهدند كه چطور در نیمه دوم برنامه، در دستگاه شور، شور به پا میكند و به وقت اجرای «مرغ سحر» چه شور و حالی تالار بزرگ وزارت كشور را پر میكند. این شبها، شبهای كنسرت «محمدرضا شجریان» مردمی كه قرار است هشیار و شنوا، به تماشای قدرت آواز استاد بنشینند شاهد آوازخوان سرحال و امیدواری هستند كه قادر است به هوای شنیدن دوباره آوازهای بداههاش، همان جماعت را شبهای بعد هم به شب تالار بزرگ وزارت كشور بكشاند. هرچند این روزها، صحبت از آن است كه فروش اینترنتی بلیتهای كنسرت، جوابگوی علاقهمندان نبوده است، اما به اعتقاد عدهای، همین كمك كرده است كه بازار سیاه برچیده شود و علاقهمندان شهرستانی صدای استاد هم از گوشه و كنار ایران، به وزارت كشور بیایند. از آن سو آنها كه برای خرید بلیت حاضر میشوند هم با ازدحام چندانی روبهرو نشوند و ظاهرا همه چیز مرتب و منظم باشد، هرچند از گوشه و كنار، اعتراضهایی هم از گرمای سالن و بینظمیهای پراكنده به گوش میرسد. در كل كنسرت تیرماه 87 «شجریان» ظاهر آبرومندی دارد.
این مقاله را به طور کامل در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
آواي مرغ سحر در شبهاي تهران پيچيد
گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)
سرانجام پس از گردش تور دور دنيا، حاشيهها، سرگرداني مشتاقان و فروش دوساعتهي تمام بليطها، بليطهاي يكصدو50 هزار توماني، حذف همهجانبهي خبرنگارها و...، صداي استاد آواز ايران بلند شد.
محمدرضا شجريان با گروه "شهناز" در تالار بزرگ کشور در حالي همراه شد كه اين برنامه که طبق اعلام برگزارکنندگان، بهخاطر آنچه كه "مستقرنشدن بهموقع حاضران، گيرافتادن تعدادي از عوامل در آسانسور تالار و طولانيبودن صف سرويسها" اعلام شد، با تأخير يك ساعته، در نخستين شب ساعت 21 آغاز و در شب دوم اجرا هم بدون عنوان شدن اين عوامل حوالي ساعت 20:30 اجرا شد. محمدرضا شفيعي كدكني و هوشنگ ابتهاج ازجمله ميهمانهاي ويژهي شجريان بهشمار ميرفتند. برخي از مسؤولان و معاونان وزارت كشور نيز در اين كنسرت حاضر بودند.
گروه با همان لباسهاي رنگي اجراي سالهاي گذشته در تهران و اصفهان به صحنه آمدند. تنظيم صدا مشكلاتي را در اجرا به تكرار بهوجود ميآورد. تا جايي كه باعث عصبانيت محمدرضا شجريان شد.
این گزارش را به طور کامل در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
علی سنتوری، آخرین ساختهی داریوش مهرجویی که پس از طی فراز و نشیبهای ممیزی و اخذ مجوز اکران، نهایتا با حذف نام علی و با نام «سنتوری» ساخته و معرفی شد، با دستور وزیر، هرگز نتوانست فرصت اکران عمومی پیدا کند.
گر چه بعد از پخش سیدیهای آن در بازار سیدی زیرزمینی بسیاری از مردم این فیلم را دیدند، اما به نظرم عدم امکان اکران عمومی، قسمت اعظم زحمات نویسنده و کارگردان فیلم را بر باد داد. زیرا بسیاری از خانوادهها باید این فیلم را میدیدند و بسیاری از ما ایرانیها باید به آن فکر میکردیم که بدون نمایش عمومی، عملا امکان هرگونه نقد و نظر در مطبوعات و نیز باز کردن هر گونه جایی در میان تودهی مردم از فیلم سلب شد.
سنتوری حکایت جوانی به نام علی بلورفروش است که به «علی سنتوری» معروف است. علی شهرتی در تهران دارد و همهجا او را به خاطر ترانههای دلنشین و ملودیهای جذابی که با سنتور اجرا میکند میشناسند. حکایت فیلم حکایت زندگی این موزیسین است که با شیرینی یک ازدواج رؤیایی با یکی از هنرجوهایش آغاز میشود و سرانجام به خاطر سختگیری دستگاههای نظارتی امکان انتشار آلبومها و مجوز کنسرتها یکی پس از دیگری از او سلب میشود و او مجبور میشود برای گذران زندگی به عروسیها، پارتیها و مجالس خصوصی برود و طبق دیالوگ خود فیلم «برای هر کس و ناکسی بزند.» آمد و شد در چنین مجالسی سرانجام علی را معتاد به الکل و موادمخدر میکند.
این مقاله را به طور کامل در ادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب


















